وسط خوابهای سنگینِت
دوره زمونه ی اس ام اس سده . باید با 160 کاراکتر گرفتارش کنی !!
یک ترانه از مونا برزوئی :
از این راهرو یک نفر رد شده
که عطرش همونه که تو می زنی
برای به زانو در آوردنم
تو از مرگ حتی جلو میزنی
از این راهرو یک نفر رد شده
مث ِ وقتایی که تو ناراحتی
نفس میکشم با تمام وجود
عجب عطر خوبی زده لعنتی
صدات میکنم تا همه بشنون
جواب ِ صدام غیر ِ پژواک نیست
من اونقد شکستم حس میکنم
که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست
یه جوری دلم تنگ میشه برات
محاله بتونی تصور کنی
گمونم نمیتونی حتی خودت
جای خالیتو تو دلم پر کنی
از این راهرو یک نفر رد شده...
مونا برزوئی
شعر زیبا از علی داوودی :
باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم
یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم
هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم
بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم
بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم
من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم
علی داوودی
توی دستهات میمیرم ، توی دستهای غمگینت
پشت پلکهای بسته ِ تو ، وسط خوابهای سنگینت
.
.
.
ماجرای دل و چوبه ِ دار ، سرنوشت قصه می بافد
حرفهای عجیب می گویند ، زندگی بهانه می خواهد
میدونم ...... ؛ ولی اینروزا زیاد خوش نمیگذره ( همینم مونده بود که مثل ِ دیوونه ها با خودم حرف بزنم )